عین . الف

علی ارحامی

عین . الف

علی ارحامی

عین . الف

هر وقت که می خواهیم به کسی نگاه کنیم، به چشم هایش خیره می شویم

که انگار روح ما در چشم هایمان متراکم است.

و این راهی برای اطمینان از عشق کسی به خود ماست و نه ظاهر ما.


آنگاه که کنجکاوانه به چشم هایمان خیره می شود،

گویی که از پس پرده ی ظاهر ما ،

دریچه ای به سوی شاهکاری هنری یافته است که روح ماست.

برای همین است که نباید چشم ها را دست کم گرفت

گاهی یک نگاه کوتاه

عشقی ابدی را در خود پنهان کرده ست.


و قسم به روزی که دو چشم، دو آینه به هم تلاقی کنند و

شگفتی را تا بی انتها بکشند و دو روح، دو رود تشنه را در هم بیامیزند و

دریایی بسازند سرخ که با هر تپش قلب ها هزاران موج مجنون را بیانگیزد تا

تمام موانع عشقی ابدی را درهم بشکند.


قسم به چشم ها

قسم به آنگاه که با همان چشم ها دیدی مرا و شکستی مرا و خرد کردی مرا و خندیدی!

آری خندیدی و با همان سرخیِ به خنده واشده بازسازی ام کردی و دوباره بستی و دیدی

خراب کردی و ساختی و ساختی و خراب کردی...تا اینجا که من دیگر آن نبودم که بودم

آن بودم که تو می خواستی آه که چه خواستنی شده بودم برایت... ولی آه از آن لحظه، از آن فاجعه، از آن آخرین بار که دیدی؛

دیدی ولی نخندیدی، خراب کردی ولی نساختی و این دقیقا همان لحظه بود که این اثر هنری ات، برای همیشه در تاریخ،

ف

ر

و

ر

ی

خ

ت

 و تنها کتیبه ای از آن باقی مانده که با خطی که بی شک غمبارترین خط دنیاست رویش نوشته شده:

قسم به چشم ها...

آنگاه که عشقی را می سازند و

دنیایی را نابود می کنند.


ع

۰ نظر ۳۰ شهریور ۹۶ ، ۰۴:۴۹