ع

عشق و تنهایی

ع

عشق و تنهایی

حتما زمان هایی شده است که به خیابانی همیشه شلوغ و گذر بی پایان ماشین ها خیره شوید. شاید شده باشد که زمانی با چشمتان یکی از آن ماشین ها را دنبال کنید؛ از لحظه ای که آمد و تا لحظه ای که در دوردست محو می شود. و همینطور بی دلیل دلتان برایش تنگ شود. آن ماشین، تک تک ماها هستیم؛ تک تک ماها در تاریخی ابدی.

1397 سال از تقویم شمسی، 1439 سال از قمری و 2018 سال از تقویم میلادی گذشته است و پیش از آن هم هزاران سال انسان ها زندگی کرده اند و از حالا به بعد هم یحتمل هزاران سال زندگی خواهند کرد. حالا بازه ی زمانی بسیارکوتاه عمر خود را در این سیر طولانی مجسم کنید؛ شاید حدود 70 تا 80 سال در بهترین حالات نفس بکشیم و بعد از آنکه بمیریم نیز جز خاطره ای در ذهن نزدیکانمان از ما نمی ماند و بعد از مرگ آن ها ما نیز مانند اجدادمان که نام و نشانشان کاملا گم شده است خواهیم شد. ما یک رد پای محو روی شن کویری هستیم که گرفتار طوفان شده است. همینقدر گذرا و همینقدر ناچیز. غمناک است، نه؟ این عجز مقدر و این کوچکی چاره ناپذیر؛

که ما جز دلتنگی کوچکی از خاطره ی یک ماشین خاص در خیابانی شلوغ و بی پایان نیستیم.

۰ نظر ۰۱ تیر ۹۷ ، ۱۶:۳۳